اثربخشی هیپنوتراپی شناختی–رفتاری بر تنظیم هیجانی و خودکارآمدی تحصیلی در دانشآموزان دارای اختلال یادگیری
هدف: هدف این پژوهش بررسی اثربخشی هیپنوتراپی شناختی–رفتاری بر تنظیم هیجانی و خودکارآمدی تحصیلی در دانشآموزان دارای اختلال یادگیری بود. روششناسی: پژوهش حاضر بهصورت نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه شامل دانشآموزان پایه نهم دارای اختلال یادگیری بود و ۳۰ دانشآموز با نمرات پایین تنظیم هیجانی و خودکارآمدی تحصیلی بهصورت تصادفی در دو گروه تقسیم شدند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۶۰ دقیقهای هیپنوتراپی شناختی–رفتاری دریافت کرد و گروه کنترل هیچ مداخلهای نداشت. ابزارها شامل پرسشنامه تنظیم هیجانی و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی بود. تحلیل دادهها با آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره انجام شد. یافتهها: نتایج نشان داد هیپنوتراپی شناختی–رفتاری موجب بهبود معنادار تنظیم هیجانی و افزایش خودکارآمدی تحصیلی در گروه آزمایش شد. میزان اثر مداخله در هر دو متغیر چشمگیر بود و میانگین پسآزمون در گروه آزمایش نسبت به کنترل افزایش قابل توجهی داشت. نتیجهگیری: هیپنوتراپی شناختی–رفتاری میتواند رویکردی مؤثر برای بهبود مهارتهای هیجانی و ارتقای خودکارآمدی تحصیلی دانشآموزان دارای اختلال یادگیری باشد و در مداخلات مدرسهمحور و برنامههای توانبخشی قابل استفاده است.
مقایسه تأثیر بازآموزی اسنادی و بازیدرمانی مبتنی بر رویکرد شناختی–رفتاری بر حل مسئله دانشآموزان دارای اختلال یادگیری خاص دوره دوم ابتدایی
هدف: هدف پژوهش حاضر، مقایسه تأثیر بازآموزی اسنادی و بازیدرمانی مبتنی بر رویکرد شناختی–رفتاری بر مهارت حل مسئله در دانشآموزان دارای اختلال یادگیری خاص بود. روششناسی: این مطالعه از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل و پیگیری سهماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دارای اختلال یادگیری خاص در پایه دوم ابتدایی شهر ساری در سال 1404 بود. نمونهای شامل 45 نفر از دانشآموزان با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در سه گروه 15 نفره (بازآموزی اسنادی، بازیدرمانی شناختی–رفتاری، و کنترل) گمارده شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه حل مسئله هپنر و پترسن (1982) و پرسشنامه اختلال یادگیری خاص کلورادو ویلکات و همکاران (2011) بود. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان داد بین میانگین نمرات حل مسئله در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد (p<0.001). هر دو نوع مداخله موجب بهبود مهارت حل مسئله شدند، اما اثربخشی بازیدرمانی شناختی–رفتاری بهطور معناداری بیش از بازآموزی اسنادی بود. اثر مداخله بر اساس شاخص اتای جزئی 0.879 گزارش شد که نشانگر تأثیر قوی و پایدار مداخلات بر مهارت حل مسئله است. نتیجهگیری: بازآموزی اسنادی و بازیدرمانی شناختی–رفتاری هر دو بهعنوان روشهای کارآمد در بهبود مهارتهای حل مسئله دانشآموزان دارای اختلال یادگیری خاص مؤثر شناخته شدند. بااینحال، بازیدرمانی شناختی–رفتاری تأثیر قویتر و پایدارتری در ارتقاء توانایی حل مسئله نشان داد و میتواند بهعنوان مداخلهای مناسب در محیطهای آموزشی و توانبخشی مورد استفاده قرار گیرد.
مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افکار ارجاعی، انعطافپذیری شناختی و تحمل پریشانی در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری (CBT) و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر افکار ارجاعی، انعطافپذیری شناختی و تحمل پریشانی در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود. روششناسی: این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به افسردگی اساسی مراجعهکننده به مراکز روانشناسی شهر تهران در سال ۱۴۰۴ بود. از میان آنان ۴۵ نفر بهصورت در دسترس انتخاب و بهطور تصادفی در سه گروه ۱۵ نفری CBT، ACT و کنترل قرار گرفتند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه افکار ارجاعی اهرینگ، سیاهه انعطافپذیری شناختی دنیس و وندروال (۲۰۱۰) و پرسشنامه تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (۲۰۰۵) بود. مداخله CBT بر اساس الگوی ویلهلم و استکیتی (۲۰۰۶) و مداخله ACT طبق پروتکل داهل و همکاران (۲۰۱۴) طی ۸ جلسه اجرا شد. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) در نرمافزار SPSS-24 تحلیل گردید. یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد بین گروهها در متغیرهای افکار ارجاعی، انعطافپذیری شناختی و تحمل پریشانی تفاوت معناداری وجود دارد (p<0.05). هر دو مداخله CBT و ACT نسبت به گروه کنترل بهطور معنیداری موجب کاهش افکار ارجاعی و افزایش انعطافپذیری شناختی و تحمل پریشانی شدند. بااینحال، میانگینها نشان دادند که اثربخشی CBT در بهبود متغیرهای مورد مطالعه بیش از ACT بود. نتیجهگیری: یافتهها نشان دادند که هر دو رویکرد CBT و ACT میتوانند در بهبود شاخصهای شناختی و هیجانی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی مؤثر باشند. این دو درمان از طریق اصلاح الگوهای فکری ناکارآمد و ارتقای پذیرش روانشناختی میتوانند موجب بهبود انعطافپذیری شناختی و افزایش تحمل پریشانی شوند. بنابراین، استفاده از این دو رویکرد بهویژه CBT در درمان بیماران مبتلا به افسردگی اساسی توصیه میشود.
ارائه الگوی مدل ساختاری بیموبایلهراسی بر اساس احساس تنهایی با میانجیگری پریشانی روانشناختی در دانشجویان
هدف: هدف پژوهش حاضر تبیین مدل ساختاری بیموبایلهراسی بر اساس احساس تنهایی با نقش میانجی پریشانی روانشناختی در بین دانشجویان بود. روششناسی: این پژوهش از نوع توصیفی–همبستگی و مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان دانشکده تعلیم و تربیت اسلامی، گروه روانشناسی و مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در نیمسال دوم سال تحصیلی 1403–1404 بود. بر اساس مبانی نظری کلاین، حجم نمونه 250 نفر تعیین شد و با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب گردید. ابزارهای گردآوری دادهها شامل پرسشنامه بیموبایلهراسی یلدریام و کوریا (2015)، پرسشنامه احساس تنهایی راسل (1996) و پرسشنامه پریشانی روانشناختی کسلر و همکاران (2002) بودند. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 22 و AMOS نسخه 23 تحلیل شدند و برازش مدل با شاخصهایی نظیر χ²/df، GFI، AGFI، CFI، NFI و RMSEA ارزیابی گردید. یافتهها: نتایج نشان داد که احساس تنهایی تأثیر مثبت و معناداری بر پریشانی روانشناختی دارد (β = 0.59, p ≤ 0.001) و پریشانی روانشناختی نیز به طور معنادار بیموبایلهراسی را پیشبینی میکند (β = 0.65, p ≤ 0.001). همچنین، احساس تنهایی تأثیر مستقیم و مثبت بر بیموبایلهراسی داشت (β = 0.47, p ≤ 0.001). تحلیل بوتاستراپ نشان داد اثر غیرمستقیم احساس تنهایی بر بیموبایلهراسی از طریق پریشانی روانشناختی معنادار است (β = 0.38, p ≤ 0.001). شاخصهای برازش مدل (χ²/df = 2.258، GFI = 0.99، CFI = 0.97، RMSEA = 0.071) نشاندهنده برازش مطلوب مدل بودند. نتیجهگیری: احساس تنهایی بهصورت مستقیم و از طریق میانجیگری پریشانی روانشناختی در افزایش بیموبایلهراسی در میان دانشجویان نقش دارد. نتایج نشان میدهد که مداخلات آموزشی و روانشناختی که بر کاهش احساس تنهایی و پریشانی روانی متمرکز هستند، میتوانند راهبردی مؤثر برای کاهش بیموبایلهراسی و ارتقای سلامت روان در محیطهای دانشگاهی باشند.
مقایسه طرحوارههای هیجانی و افکار خودکشی در بیماران مبتلا به درد مزمن شدید و خفیف با و بدون پذیرش درد
هدف: هدف این پژوهش، مقایسه طرحوارههای هیجانی و افکار خودکشی در بیماران مبتلا به درد مزمن عضلانی و اسکلتی بر اساس شدت درد و میزان پذیرش درد بود. روششناسی: پژوهش حاضر از نوع پسرویدادی (علی–مقایسهای) بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به درد مزمن مراجعهکننده به کلینیک درد بیمارستان رسول اکرم تهران در بهار ۱۴۰۳ بود. از میان مراجعان، ۱۶۰ نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و در چهار گروه ۴۰ نفری بر اساس شدت درد (شدید/خفیف) و میزان پذیرش درد (با پذیرش/بدون پذیرش) طبقهبندی شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه دردهای مزمن (محمدیان، ۱۳۷۴)، پرسشنامه پذیرش درد مزمن (مسگریان، ۱۳۹۰)، پرسشنامه طرحوارههای هیجانی (لیهی و همکاران، ۲۰۱۹) و مقیاس افکار خودکشی (محمدیفر و همکاران، ۱۳۹۶) بودند. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) و آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان داد شدت درد و پذیرش درد اثر معناداری بر افکار خودکشی و طرحوارههای هیجانی دارند (p < 0.01). بیماران دارای درد شدید و بدون پذیرش درد، نمرات بالاتری در طرحوارههای هیجانی منفی و افکار خودکشی داشتند. اثر متقابل شدت درد و پذیرش درد نیز معنادار بود؛ به این معنا که افزایش پذیرش درد در بیماران با درد شدید باعث کاهش چشمگیر افکار خودکشی و ارزیابی منفی هیجانات شد. همچنین، شیوع افکار خودکشی در گروه درد شدید و بدون پذیرش ۴۰٪ و در سایر گروهها حدود ۱۰٪ گزارش شد. نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که شدت درد و میزان پذیرش درد نقش تعیینکنندهای در تنظیم هیجانی و بروز افکار خودکشی در بیماران مزمن دارند. ارتقای پذیرش درد و مداخلات شناختی–هیجانی مبتنی بر اصلاح طرحوارههای ناسازگار میتواند در کاهش افکار خودکشی و بهبود سلامت روان بیماران مبتلا به درد مزمن مؤثر باشد.
مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان و شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر آثار سوگ و استرس والدگری همسران شهید مدافع حرم
هدف: هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان و شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر آثار سوگ و استرس والدگری در همسران شهید مدافع حرم بود. روششناسی: این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی همسران شهید مدافع حرم ساکن تهران در سال 1403 بود که فهرست آنان از بنیاد شهید دریافت گردید. از بین 100 نفر واجد شرایط، 30 نفر از طریق نمونهگیری هدفمند بر اساس نمرات بالا در مقیاسهای سوگ و استرس والدگری انتخاب و بهصورت تصادفی در سه گروه قرار گرفتند. گروههای آزمایش به ترتیب تحت درمان متمرکز بر هیجان (12 جلسه 120 دقیقهای) و شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی (8 جلسه 150 دقیقهای) قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل سیاهه آثار سوگ هوگان (2001) و پرسشنامه استرس والدگری بری و جونز (1995) بود. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری (MANCOVA) در نرمافزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که هر دو مداخله درمانی بهطور معناداری موجب کاهش آثار سوگ (F=50.28, η²=0.715, p<0.001) و استرس والدگری (F=5.92, η²=0.228, p<0.01) نسبت به گروه کنترل شدند. آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد تفاوت معناداری میان دو گروه مداخله وجود ندارد (p>0.05)، به این معنا که اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان و شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی در کاهش آثار سوگ و استرس والدگری مشابه بود. نتیجهگیری: یافتهها نشان دادند که هر دو رویکرد درمانی هیجانمدار و شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی در کاهش آثار سوگ و استرس والدگری مؤثرند و میتوانند بهعنوان رویکردهای مکمل در بهبود سازگاری روانی و کاهش پیامدهای منفی سوگ در همسران شهدا مورد استفاده قرار گیرند.
اثربخشی بسته ارتقای توانمندیهای روانی–شناختی هوش متبلور ماهر بر تعارض زناشویی زوجین مراجعهکننده به کلینیکهای مشاوره شهر تهران
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی بسته آموزشی ارتقای توانمندیهای روانی–شناختی مبتنی بر هوش متبلور ماهر در کاهش تعارضات زناشویی و بهبود کیفیت روابط زوجین مراجعهکننده به کلینیکهای مشاوره شهر تهران بود. روششناسی: این پژوهش از نوع نیمهتجربی با طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری بود. جامعه آماری شامل کلیه زوجین دارای مشکلات ارتباطی مراجعهکننده به مراکز مشاوره تهران در سال ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود. نمونه شامل ۴۰ زوج بود که بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپنیر و پرسشنامه تعارضات زناشویی ثنایی ذاکر بود. گروه آزمایش طی ۱۷ جلسه ۹۰ دقیقهای تحت آموزش بسته «هوش متبلور ماهر» قرار گرفت که مؤلفههایی نظیر هوش هیجانی، اجتماعی، معنوی، تحلیلی و فراشناختی را دربرمیگرفت. گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر در نرمافزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شد. یافتهها: نتایج آزمون تی همبسته و تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر نشان داد که میانگین نمرات تعارض زناشویی در گروه آزمایش بهطور معناداری در پسآزمون و مرحله پیگیری کاهش یافت (p<0.05)، در حالیکه در گروه کنترل تغییری مشاهده نشد. اثر مداخله در تمامی زیرمقیاسهای تعارض زناشویی شامل کاهش همکاری، کاهش رابطه جنسی، افزایش واکنشهای هیجانی، جلب حمایت فرزند، رابطه با خویشاوندان خود، رابطه با خویشاوندان همسر و جداسازی امور مالی نیز معنادار بود. همچنین، اثر مداخله در مرحله پیگیری حفظ گردید که نشانگر پایداری تأثیر بسته آموزشی است. نتیجهگیری: نتایج بیانگر آن است که بسته ارتقای توانمندیهای روانی–شناختی هوش متبلور ماهر میتواند بهعنوان مداخلهای مؤثر و چندوجهی در کاهش تعارضات زناشویی و ارتقای سازگاری و کیفیت زندگی زوجین مورد استفاده قرار گیرد.
روایی تشخیصی نسخه پنجم آزمون واژگان تصویری پیبادی در دانشآموزان با اختلال ویژه یادگیری
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی روایی تشخیصی نسخه پنجم آزمون واژگان تصویری پیبادی (PPVT-5) در کودکان با اختلال ویژه یادگیری بود تا مشخص شود آیا این ابزار قادر به تمایز بین کودکان دارای اختلال ویژه یادگیری و کودکان عادی است. روششناسی: این پژوهش از نوع مطالعات روانسنجی و در چارچوب طرحهای روششناختی قرار داشت. جامعه آماری شامل کلیه کودکان با اختلال ویژه یادگیری تحت پوشش سازمان آموزش و پرورش استثنایی شهر تهران بود که به مراکز مشاوره آموزشی ارجاع داده شده بودند. با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند، ۶۰ کودک دارای اختلال ویژه یادگیری و ۶۰ کودک عادی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده نسخه پنجم آزمون واژگان تصویری پیبادی بود. دادهها پس از نمرهگذاری با روشهای آماری فاصله اطمینان، ضریب حساسیت و وضوحگرایی تحلیل شدند تا میزان روایی تشخیصی آزمون در دو فرم «الف» و «ب» مشخص گردد. یافتهها: نتایج نشان داد تفاوت میانگینهای تجربی فرم «الف» (82.48) و فرم «ب» (83.39) با میانگین نظری (100) در سطح کمتر از یک انحراف معیار بود که بیانگر توانایی آزمون در تفکیک گروههای بالینی از عادی است. ضریب حساسیت برای فرم «الف» برابر با 0.85 و ضریب وضوحگرایی برابر با 0.78 بهدست آمد که نشانگر روایی تشخیصی مطلوب ابزار است. بنابراین هر دو فرم آزمون توانایی لازم برای شناسایی کودکان با اختلال ویژه یادگیری را دارا هستند. نتیجهگیری: یافتهها بیانگر آن است که نسخه پنجم آزمون واژگان تصویری پیبادی از روایی تشخیصی مناسب برای استفاده در ارزیابی و شناسایی کودکان با اختلال ویژه یادگیری برخوردار است و میتواند بهعنوان ابزاری معتبر در حوزه سنجش استثنایی مورد استفاده قرار گیرد.
دربارهی مجله
به اطلاع پژوهشگران عزیز می رساند نشریه "پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی" موفق به اخذ نمایه پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) شد. (اطلاعات بیشتر)
نشریه "پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی" از تاریخ 1402/10/09تأیید اولیه کمیسیون نشریات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری را کسب و پس از ارزیابی رتبه علمی ب را کسب نمودر(لینک)
مجله «پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی» (PDMD) یک مجله علمی با دسترسی آزاد و داوری دوسو ناشناس است که مقالات اصیل، مرورها، ارتباطات کوتاه و گزارشهای علمی با استانداردهای علمی و اخلاقی بالا در حوزه روانشناسی، با تمرکز بر اختلالات خلقی و پویاییهای روانشناختی، منتشر میکند. این مجله چهار بار در سال به زبان فارسی توسط «انجمن هوش و استعداد ماهر» منتشر میشود و موضوعات علمی در زمینههای زیر را پوشش میدهد:
- جنبه های روان شناختی و روان فیزیولوژیکی بیمار یهای مزمن
- استرس، اضطراب و مکانیزم های دفاعی
- مدل های رفتاری، شناختی و اجتماعی مرتبط با روان درمانی
- فرایندهای روانی و تداوم اختلالات روانی و بیماری های تهدید کننده سلامت روان
- مداخلات روان شناختی در درمان بیماری های تهدید کننده سلامتی
- مطالعات با روش شناسی کیفی و ترکیبی در حوزه روان شناسی و روان درمانی
- توسعه مطالعات میان رشته ای در حوزه سلامت
- توجه، ادارک،حافظه، کارکردهای اجرایی، بازتوانی شناختی
- مدل ها و فرایندهای شناختی در اختلال های هیجانی.
